براي شكنجه و آزارشان شد. اين از افتخارات كليساست كه كلمنس ششم از فرمانروايان انگشت شمار حامي يهوديان بود و در اين زمينه به صورت موٴثري اقدام كرد. آوينيون ازپناهگاههاي انگشت شمار يهوديان شد.
افكار عمومي به بهترين وجه در اين عبارات سنلويي1 مجسم شده (ژوانويل، 58): يك فرد عامي قادر به مباحثه با يك يهودي نيست و جز با شمشير نميتواند در برابرش از آيين مسيح دفاع كند ((بايد تا ميتواند آن را در شكمش بيشتر فرو كند)). وقتي يك چنان شاه خوبي اين گونه فكر ميكرده، از ديگران و از رعايايش چه انتظاري ميشد داشت؟
بسياري از يهوديان به دين مسيح گرويدند و هم چنان كه اغلب پيش ميآيد، بسياري از نوكيشان با جديت كوشيدند همكيشان پيشين خود را متهم سازند. از برجستهترين آنان آبنر بورگوسي و آلفونسوي والادوليدي بودند كه آثار اسپانيايي و عبريشان شديداً ضديهود است. اسحاق بن پُلقَر، موٴلف رسالهٴ جامعي در دفاع از دين يهود، او را در رسالهاي به عبري جواب گفت.
اسلام
16. اخوت اسلامي. همان نيازهاي انساني كه به ايجاد ديرها، صومعهها و ساير مجامع مسيحي منجر شد، در قلمرو اسلام انگيزهٴ رشد برادري صوفيانه گرديد. همتاي اسلامي رهبانيت مسيحي خيلي ديرتر پديد آمد و احتمالاً تا حدودي ناشي از نفوذ مسيحيت بود (آسين پالاسيوس، 1931). در هر دومورد مشخصههاي اصلي يكسان است؛ مردان در اتحاديههايي به يكديگر نزديك ميشدند، به خاطر جمع، كمابيش از حق مالكيت خود چشم ميپوشيدند و به خاطر انضباط از حقوق فردي خود دست ميكشيدند. اجتماع آنان هم دراثر نيروهاي منفي، يعني بياعتمادي به جهان و بياعتنايي بدان؛ و هم در اثر نيروهاي مثبت، يعني عشق به خدا، ميل به تنهايي و تفكر و مكاشفهٴ خالي از تشويق و آماده شدن براي آخرت پديد ميآمد. هدفهاي بشردوستانه و تبليغات ديني هم بدين جاذبهها علاوه ميشد؛ هرچند كمتر از مسيحيت.
اخوت اسلامي عموماً از مفاهيم صوفيانه الهام يافته و تأمين شده بود و بسياري از آثار عربي در باب تصوف را اعضاي اين فرقههاي اخوت تأليف كردهاند. در فصل فلسفه باز هم از آثار صوفيان سخن خواهيم گفت. در حال حاضر كافي است به سازمانهاي ديني توجه كنيم كه مهد اين آثار بودند و رشد درخشان آنها را امكانپذير ساختند.